soheal

 

سلام

امروز بيست و هفتم اسفنده و من و صادق هنوز خونه نرفتیم و قصد داريم  همچون سنوات گذشته تا آخرين لحظه از تمامی امکانات رفاهی!!! که در اختيارمون قرار دادن استفاده کنيم.(امکانات رفاهی مثل هوا، آب، زمين، خورشيد و ...)

امکاناتی که مسوولين به ارائه اشون افتخار ميکنن در حالی که ...

امکاناتی که ساخته ميشه تا پلی باشه برای صعود بعضی ها به قله های رفيع .

امکاناتی که ساخته ميشن تا از آزادی که من ندارم بهرهمند بشن و بتونن با استفاده از حقوقی که دارند خودشون رو در اختيار کسی قرار ندن. امکاناتی که به نام پدران بعضی ها ثبت شده.

حالا هر کی ندونه ميگه چه امکاناتيه؟!

- ; ۱۳۸٤/۱٢/٢٧
    comment's   

باز هم ...

سلام

ببین دنیا به کجا رسیده که برای تدفین پیکر شهداء هم دعوا راه می افته.
حتما همتون در مورد تدفین پیکر شهدا تو دانشگاه شریف چیزایی شنیدید.

شاید دانشگاه این بار تونستند حرف خودش رو بدون در نظر گرفتن دانشجویان به کرسی بنشونه ولی ....
بزارید جمله بالا رو اینطور اصلاح کنم:
بعضی ها که خودشون رو صاحبان دانشگاه که نه صاحبان این مملکت و این مردم میدونن این بار هم مثل دفعات پیش موفق شدن.
این، این بار ها ادامه خواهد یافت تا زمانی که ما نخوایم. تا زمانی که ما نخواییم آنچنان که باید، باشیم. تا زمانی که دانشجو نخواد از این خواب زمستانی که مدتهاست فرو رفته ، بیدار شه.

- ; ۱۳۸٤/۱٢/٢٤
    comment's   

اولین کلاس این ترم

سلام
بعد از مدتها بالاخره طلسم رو شکوندم و سر کلاس رفتم. آمار و احتمال(2) ، دکتر صدقیانی.
این ترم هم مثل روزهای اول ترمهای پیش تصمیم گرفتم کلاس ها رو برم.
از آخرین کلاسی که رفته بودم سه ماه میگزره.
استاد مشغول درس دادنه و من ...
هر از چندگاهی به تخته و استاد نگاه میکنم. استاد داره خلاصه ای از آمارواحتمال1 رو میگه. یه کتاب دستشه و از رو اون مطالبو رو تخته کپی میکنه.
تقریبا هر ده دقیقه یه اتفاق می افته و کلاس از مسیر درس خارج میشه. به یونس گفتم ساعت 5 که شد به من خبر بده. ساعت چهار و پنجاه و پنج دقیقه شده. میخوام برم بیرون ولی یونس نمیزاره. میگه هنوز 5 نشده. بالاخره ساعت 5 شد و اومدم بیرون.
- ; ۱۳۸٤/۱٢/۱
    comment's   

 


سلام
چی بگم ، چی نگم.
اصلا چیزی بگم یا نه.
چه نیازی به گفتن هست.
ولی باید گفت ولی باید نوشت هرچند اندک.
از چی از کجا از کی؟
از...
- ; ۱۳۸٤/۱٢/۱
    comment's   

آرشیو آرشیو دیگر زائر دلگیرم از دلم دریا نمی میرد همه ی دوشنبه های من ریگی از روی زمین برداریم هیئت مکتب الشهدا آغازی برای يک پايان ميم بهار انسان کامل ییلاق ذهن ما رو تو دنیا آوردن دیونه رقم زدن پنهانک آوای آزاد ابر سیاه من از انتهای تاریکی آمده ام به شهر ری ادامه سی مرغ ياسين صدبرگ وحید ایا فردا روشن است؟ اسمان تو چه رنگ است امروز؟ بامعرفت