soheal

دماغ

به نام خدا
س ل ا م

همان طور که بوی بد دهان می تواند دلایل زیاد و متفاوتی داشته باشد. بینی های ما نیز می تواند حساسیت و توانایی های متفاوتی داشته باشد.
دهانش را که باز می کند بوی گند اطرافمان را می گیرد. با دست جلوی بینی ام را می گیرم. او به صحبت هایش ادامه می دهد.

-         حلال واری. خدا وکیلی. سی تومن خودم بابتش دادم.
بو شدیدتر می شود.
-         اصلا می خوای بیا این یکی رو ببین.
حرفی نمی زنم و فقط نگاهش می کنم.
-         چه طوره؟ خوش ت می آد؟
دستم را از روی بینی ام بر می دارم. می خواهم چیزی بگویم که مشتری دیگری وارد مغازه می شود.
+    آقا این کراوات ها اصل ان؟
با خودم می گویم، اصل که هیچ، فرع هم نیستند.
-         بله آقا، اصل انگلیس. ما این جا همه جنسامون ارجینال ان.
مرد وارد مغازه می شود و به دنبالش زنی و به دنبالشان زن دیگری. بوی خوشی مغازه را پر می کند. بویی مرکب از سه رایحه متفاوت. بوی خوش هم می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد.
...
+    ....
...
-         ....
خریدشان را می کنند و می روند و بوی خوش را با خود می برند.
-         مشتری باید این طور باشد. دیدی! چه راحت خریدش را کرد. آدم باید دست و دلباز باشد.
خوب داداش کدوم رو پسندیدی؟ من که میگم این قهوه ای رو بردار. اصل ترکیه اس. سود هم ازت نمی گیرم. همون سی تومن خودش رو بده. مبارکت باشه.
بو دوباره مغازه را پر می کند. دستم را می گیرم جلوی بینی ام.
*    خرابش کردی.
-         چی؟!
*    معامله را خراب کردی.
-         عمو جون انگار خریدار نیستی! خوش اومدی.
*    ولی من از این خوشم اومده و می خوام بخرمش.
-         قیمتش سی و هفت تمونه می خوای؟
*    تو که گفتی سی تومن.
-         الان می گم سی و هفت تومن. تو حلال واری حالی ات نمیشه.
بو شدیدتر می شود. آنقدر شدید که نزدیک است بالا بیاورم. و بالا می آورم.
-         هوی چی کار می کنی!
با مشت می آید به صورتم.
به هوش که می آیم، پشت دخل ایستاده ام. مرد و زنی که روبه رویم ایستاده اند به م می گویند:
+    آقا حالتون خوبه؟!
*    بفرمایید.
+    پلیور قهوه ای داخل ویترین رو می تونیم ببینیم.
...
...
+    چند؟
*    اصل ترکیه اس. برای شما سی و هفت تومن.

 

- ; ۱۳۸٧/۱٠/٢۸
    comment's   

 

به نام خدا
س ل ا م

یادمان باشد؛ ما یک دیگر را خیلی کم می شناسیم.

- ; ۱۳۸٧/۱٠/٢۱
    comment's   

 

به نام خدا
س ل ا م

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

......................................................
زیر نوشت:

از: تهران
به: تبریز
زمان: هفته ی آینده (امروز سه شنبه، دهم دیماه است.)
سالن: ٢
صندلی: ۴۵

- ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٠
    comment's   

آرشیو آرشیو دیگر زائر دلگیرم از دلم دریا نمی میرد همه ی دوشنبه های من ریگی از روی زمین برداریم هیئت مکتب الشهدا آغازی برای يک پايان ميم بهار انسان کامل ییلاق ذهن ما رو تو دنیا آوردن دیونه رقم زدن پنهانک آوای آزاد ابر سیاه من از انتهای تاریکی آمده ام به شهر ری ادامه سی مرغ ياسين صدبرگ وحید ایا فردا روشن است؟ اسمان تو چه رنگ است امروز؟ بامعرفت