soheal

صبح-خارجی-مقابل عمارت-درون دروازه

به نام خدا
س ل ا م

همه آنان که کاغذ و قلم دارند شروع به نوشتن می‌کنند و سُلیم شمرده می‌خواند:
"اللهم ابعثنی علی الایمان بک و التصدیق بمحمد رسولک والولایه لعلی بن ابیطالب و الایتام بالائمه من آل محمد. فانی قد رضیت بذلک یا رب."
همین. و مولایمان علی به من فرمود: تا زنده هستی این دعا را ترک نکن.

از: مردی از جنس نور/سید مهدی شجاعی

- ; ۱۳۸۸/٩/۳٠
    comment's   

خروپف

به نام خدا
س ل ا م


3.من در این تکه زندگی می‌کردم و او در آن تکه.
1.دنیا دو تکه شده بود.
5.و فقط من بودم که می‌توانستم در هر دو تکه باشم.
2.و این دو تکه دو دنیای متفاوت بودند.
4.و من می‌توانستم در هر دو تکه باشم.
.........................................................................................................................
چند شب است خواب‌های دیگری می‌بینم. خواب‌های عجیب و قریب (نه غریب). کسانی را می‌بینم که روزگاری درون زندگی ‌ام بودند و حال یا در سفرند و یا دیگر ارتباطی باهاشان ندارم. دی شب خواب ف را دیدم.

- ; ۱۳۸۸/٩/۱٤
    comment's   

آرشیو آرشیو دیگر زائر دلگیرم از دلم دریا نمی میرد همه ی دوشنبه های من ریگی از روی زمین برداریم هیئت مکتب الشهدا آغازی برای يک پايان ميم بهار انسان کامل ییلاق ذهن ما رو تو دنیا آوردن دیونه رقم زدن پنهانک آوای آزاد ابر سیاه من از انتهای تاریکی آمده ام به شهر ری ادامه سی مرغ ياسين صدبرگ وحید ایا فردا روشن است؟ اسمان تو چه رنگ است امروز؟ بامعرفت