soheal

برای خودمان

به نام خدا
س ل ا م

صدای بوق ماشینی می‌شنوم. برمی‌گردم. پشت سرم وانتی می‌خواهد از پیاده رو عبور کند. وانت مزدای آبی رنگ، که کاپوتش را با کش بسته‌اند. یاد وانت مزدای انجمن می‌افتم. در یک لحظه تمام خاطرات انجمن برایم مرور می‌شود. ریاضی، هیئت، خوابگاه، شورای عمومی، تریبون آزاد، نشریه، جلسات، بچه‌ها و ...
می‌رسم خانه. هنوز در هوای انجمنم. می‌نشینم پای رایانه‌ام. نرم افزار آر اس اس ریدر را باز می‌کنم. همه فیدها به جز سایت‌های خبری را به روز می‌کنم(می‌کند).-مدت‌هاست که دیگر بخش سایت‌های خبری را به روز نمی‌کنم.- لابه‌لای وبلاگ‌ها و سایت‌های به‌روز شده چندتایی خبر و تحلیل دیده می‌شود. آن مرد مرد. آن مرد را کشتند. آن‌جا را آتش زدند. آن‌جا آتش گرفت. آن کشور اوضاع نابسامان دارد. آن کشور آرام است. زندانی سیاسی نداریم. زندانی سیاسی آزاد باید گردد. نان گران است. گندم ارزان است. آن شهر آب ندارد. آن شهر آب دار شد. تهاجم فرهنگی بیداد می‌کند. تلویزیون برنامه‌های بسیار سازنده و مفیدی دارد...

فیس بوکم را باز می‌کنم. اوضاع بهتری از فید‌ها ندارد.

نیمی از وبلاگ‌ها و سایت‌های دست نویس شده‌اند خبری- تحلیلی. مانند وال‌های فیس بوک. زندگی مجازی بسیاری شده بنگاه خبرپراکنی و تحلیل‌های احساسی. تحلیل‌های شخصی، بیان دیدگاه و ابراز نظر کارهایی‌اند که در روزمره‌هایمان بسیار می‌کنیم. کسی هم حق جلوگیری از این کارمان را ندارد. ما حق داریم در مورد پیرامونمان نظر شخصیمان را داشته باشیم. اما درمورد کدام پیرامون؟! پیرامونی که داریم یا پیرامونی که برایمان می‌سازند؟

دو سال پیش جایی، خبرنگاری از ... به من مراجعه کرد.
-        ...
-        آقا ما بن خرید بخواهیم باید چه کار کنیم؟
-        باجه مربوط به بانک داره بن توزیع می‌کنه.
-        می‌دونم. ولی ما باید چی‌کار کنیم؟
-        ؟!
-        کلی براتون خبر پخش کردیما. این‌طور که نمی‌شه. انتظار دارید بقیه خبرها هم به همین منوال بره؟

بعدها فهمیدم آقای خبرنگارمنون، مسوول گروه خبری هم بوده.

بعضی وقت‌ها اخباری از افراد به اصطلاح موثق می‌شنویم که هم ظاهرا منطقی است و هم بر داشته‌های خبریمان منطبق. براساس داشته‌هایمان تحلیلش می‌کنیم و الحمدلله به برکت وجود شبکه جهانی - حداقل به دوستانمان- به راحتی نقلش می‌کنیم.
لازم نیست شنیده‌ای که نقل نکرده ایم را برای دیگران اثبات کنیم. اما وقتی نقلش کردیم، ناخودآگاه اثباتش هم کنیم. برایش تحلیل می‌چینیم و با ظاهری منطقی ربطش می‌دهیم به دیگر موضوع.
دوران انجمن - خوب و بد- روحیه‌ای برایمان به ارمغان داشت-که البته این روحیه دیگر بسیار تضعیف شده است.- که به گفته‌ها و کرده‌های دیگران راحت شک می‌کردیم. بد از آن جهت که به کسی اعتماد نمی‌کردیم و خوب از آن جهت که هر حرفی را نمی‌پذیرفتیم.

- ; ۱۳٩٠/۳/۱۳
    comment's   

آرشیو آرشیو دیگر زائر دلگیرم از دلم دریا نمی میرد همه ی دوشنبه های من ریگی از روی زمین برداریم هیئت مکتب الشهدا آغازی برای يک پايان ميم بهار انسان کامل ییلاق ذهن ما رو تو دنیا آوردن دیونه رقم زدن پنهانک آوای آزاد ابر سیاه من از انتهای تاریکی آمده ام به شهر ری ادامه سی مرغ ياسين صدبرگ وحید ایا فردا روشن است؟ اسمان تو چه رنگ است امروز؟ بامعرفت