soheal

کنار میدان امام حسین شلوغی و...

 


به نام خدا
س ل ا م

 
 
 
 

گویا چندی پیش برادر روزبهانی میدان امام حسین تهران تشریف داشتند و در وبلاگشان هم شرحی از این حضور و ماجرای گرانی وتصادف با تریلی و عقلانیت دختر بچه و غیره نوشته اند. از انجا که ایشان دراین نوشته از صنعت اغراق بسیار استفاده کرده اند و سعی در گنده نمایی مسایل جزیی و در بعضی موارد حتی موارد کذب نموده اند. بر خود واجب دانستم که شرحی از گذار خود در ان روز(شاید هم آن شب) از برای روشن گری بنویسم تا هم دوستان را از شبهات احتمالی ایجاد شده برهانم. و هم شاید باعثی شد برای هدایت دوستمان جناب روزبهانی.
اتفاقا من هم ان روز (شاید هم آن شب) سنگفرش و میدان ولی عصر(عج) تبریز بودم. نه کسی از گرانی شکایت می کرد و نه آن خیابان تریلی خور بود که بخواهد تصادفی هم درونش رخ دهد. دختر بچه ها هم آنقدر محو تماشای اجناس ویترین ها یودند که دیگر مجالی برای فکر کردن برایشان نمانده بود. که بخواهند عقلانیتی به خرج داده و اندکی از قیمت کالا بکاهند و به سرمایه پدر بیافزایند. شاید هم چند هزار تومان ارزش فکر کردن را نداشت و شاید هم سرایه پدر ازرش فکر کردن نداشت.
آنقدر دلیل برای بی خودی قدم زدن وجود داشت که کسی دنبال دلیل برای قدم زدن نمی گشت. پولها نیازی به آیینه برای چند برابر شدن نداشتند. گلها کوچک و بزرگ نداشت و همه مال بزرگان بود.
ارزشمداری نیازی به مشت و مال نداشت. کسی لازم نبود تا در چنین روزهای (و شاید هم شبهای) با ارزشی (این ارزش با ارزش فکر کردن فرق می کند!) برای مردم در مقابل
سودجویی و زیاده خواهی های بعضی ها مقاومت (این مقاومت هم با مقاومت مردم مظلوم فلسطین و لبنان فرق می کند!) کند. ای کاش شهرداری و دیگر سازمانهای فرهنگی و ... می توانستند انواع متنوع تری گل از کشورهای هلند و... وارد کنند تا دخترهای کوچک گزینه های بیشتری برای انتخاب دسته گلهای لوکس و گران قیمت برای هدیه به مادران خود داشته باشند.
 میدانی که روز نامگذاری اش امید بر آن بود که رهگذران هنگام عبور از آن به یاد صاحب نام میدان بیافتند...


- ; ۱۳۸٥/٤/۳۱
    comment's   

آرشیو آرشیو دیگر زائر دلگیرم از دلم دریا نمی میرد همه ی دوشنبه های من ریگی از روی زمین برداریم هیئت مکتب الشهدا آغازی برای يک پايان ميم بهار انسان کامل ییلاق ذهن ما رو تو دنیا آوردن دیونه رقم زدن پنهانک آوای آزاد ابر سیاه من از انتهای تاریکی آمده ام به شهر ری ادامه سی مرغ ياسين صدبرگ وحید ایا فردا روشن است؟ اسمان تو چه رنگ است امروز؟ بامعرفت