soheal

راه...


به نام خدا
س ل ا م

براي پيمودن راه بايد مرد راه بود. هر راهي هم مردونگي خودش رو مي خواد. رفتن تا سر كوچه يه مردونگي مي خواد. رفتن تا ملاقات خدا هم يه مردونگي . مونده تا چقدر مرد راه و عمل باشي. تا سر كوچه رفتن كه كاري نداره . حتي از كهكشان راه شيري خارج شدن هم كاري نداره. مي بيني طرف تا كره ماه ميره ولي هنوز از كوچه دلش خارج نشده. راه صعود به قله اورست رو مي دونه ولي تو سر بالايي زندگيش گير كرده. امتحان كنكور رو قبول شده ولي امتحان اصلي رو باخته.
 اينها براي اينه كه هنوز نمي دونه دنبال چيه. راه زندگيش رو نشناخته. هنوز راهي رو كه خدا دوست داره رو دوست نداره. هنوز حبل الله رو نمي شناسه. نمي دونه بايد به كدوم ريسمون چنگ بزنه. هر روز با يه ريسمون ور ميره جز اونيكه بايد.

هنوز وقتي بهش ميگن: مرغ باغ ملكوتي ني از عالم خاك
به جاي اينكه باغ ملكوت و قفس(كه باعث جدايي شِ ) ببينه، گير ميده به مرغ . كه چرا مرغ؟ چرا خروس نه؟

...

- ; ۱۳۸٥/٦/۱٢
    comment's   

آرشیو آرشیو دیگر زائر دلگیرم از دلم دریا نمی میرد همه ی دوشنبه های من ریگی از روی زمین برداریم هیئت مکتب الشهدا آغازی برای يک پايان ميم بهار انسان کامل ییلاق ذهن ما رو تو دنیا آوردن دیونه رقم زدن پنهانک آوای آزاد ابر سیاه من از انتهای تاریکی آمده ام به شهر ری ادامه سی مرغ ياسين صدبرگ وحید ایا فردا روشن است؟ اسمان تو چه رنگ است امروز؟ بامعرفت