soheal

اپیزدهای دو خطی

به نام خدا
س ل ا م
 
1.
مادر:بچه ها موقع خوابه. اسباب بازی هایتان را جمع کنید.
بچه ها: چشم مامان.
 
2.
مهمان برنامه: کودک نباید هرچه را که از صدا و سیما می شنود باور کند.
کورش علیانی: اِ! حتی تلویزیون خودمان؟!
 
3.
یک دخترک همسایه داشتیم خیلی بامزه بود.
در را باز می کنم. می بینم پشت در ایستاده است. می گویم: سلام.
 
4.
ساداتی: من می خوام یه چیز بخورم.
شامحمدی: الان چه موقع گرسنه شدنه!
 
فلش بک:
بیست و یک سال و نیم ساعت قبل:
مادر در حال جمع کردن اسباب بازی هاست. بچه ها خوابیده اند.
 
یک سال و نیم قبل:
"باران خلاف نیست"/کورش علیانی/نوشته هایی با رنگ حرف های حاج اسماعیل دولابی. http://heyat1369.blogfa.com/post-31.aspx
 
یک سال قبل:
می گوید: سلام. بسیار مشتاق است که به داخل دعوتش کنم. تا می گویم بفرما تو! شالش را مرتب می کند و سریع می دود داخل.
 
چند روز قبل:
زایری: چی کارش داری. بذار بره یه چیز بگیره دیگه.
من: خنک باشه.

- ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۳
    comment's   

آرشیو آرشیو دیگر زائر دلگیرم از دلم دریا نمی میرد همه ی دوشنبه های من ریگی از روی زمین برداریم هیئت مکتب الشهدا آغازی برای يک پايان ميم بهار انسان کامل ییلاق ذهن ما رو تو دنیا آوردن دیونه رقم زدن پنهانک آوای آزاد ابر سیاه من از انتهای تاریکی آمده ام به شهر ری ادامه سی مرغ ياسين صدبرگ وحید ایا فردا روشن است؟ اسمان تو چه رنگ است امروز؟ بامعرفت